تبليغاتX
رند سرخ (سبز)

رند سرخ (سبز)

جامه ای سرخ، پرچمی سبز..

 

کلّه های پخته،

در سینی طباخی،

لبخند می زنند؛ دندانها ریز، و ردیف.

 

تلخک شعار:

اعلی حضرت (ع)!

معظّم له (س)!

شاهنشاه (ص)!

راعی دو عالم!

سایه ی خدا!

قطب عالَم دو امکان!!!

امروز صبحانه کلّه می خورند؛

مغز پخته، چشم بینا، زبان گویا، و بنا گوش شنوا!

با نان سنگک چرب، از جیب بیت المال!

آبش را هم تا ته هورت می کشند!

و کاسه شان را برای کاسه لیسی به ما عنایت می کنند!

جمیعا صلوات سوم رو به نیت سلامتی مرجع فرزانه،

و زندگی پرپر شده ی خودتون و خونوادتون، قرّاءتر!

الله اکبر... الله اکبر...

 

کلّه های نپخته، نَشُسته، با نشاط و صبحانه پرور توجه کنید!

مدّ ظلّه العالی خوششان آمده! گوشت به تنشان شده!

می فرمایند زین پس زندگی به همین منوال ادامه دارد،

و با نشاط به روی شما آروغ می زنند!

تکبیر!

اللّهم صل علی...

 

اما بی شک،

کلّه ای نپخته، نَشُسته، و کرم خورده،

در سینی تاریخ، لبخند خواهد زد؛ دندانها ریز، و ردیف!

 

شاه چیه که کلّه پاچش چی باشه؟!!

 

-  بیست و چهارم آبان 1385 - وحیدالدین  | 

 

برای هادی ( ره ) ! :

 

دیروز مُردی؛

پیش از مرگ؛

در غروبی سرد، ساکت؛

و نَگِریست در سوگت، جز من.

به حکم عقل! ،

به پای لاشه ها،

ذبح کردی،

خویش را.

 

امروز دیگر،

به ظلمت گورستان،

گورستانیان،

به بوی کافور،

نگاه های سرد،

و لبخندهای منجمد،

خو کرده ای.

روشنی دشت،

عطر یاس،

نگاه مادر،

و خنده های کودکانه،

همه را،

همه را از یاد برده ای.

 

تا فردا...

 

-  ششم آبان 1385 - وحیدالدین  |