تبليغاتX
رند خام

رند خام

نه در مسجد گذارندم که رند است / نه در میخانه کاین خمار، خام است


پيش از شما

به سان شما

بیشمارها

با تار عنكبوت

نوشتند روی باد

كين دولت خجستهٔ جاويد زنده باد

شفیعی کدکنی

-  بیست و دوم مهر 1388 - وحیدالدین  | 

پسری در خیابان نعره می زند ؛

دختری افسرده با چشمانی پردرد می گذرد ؛

پیرزنی تنها بر نیمکت نشسته است ؛

مردی آشفته به سویی می دود ؛

.

.

.

چه بنگرم ، چه چشمانم را ببندم ؛

چه بیندیشم ، چه بی تامل بگذرم ؛

چه فریاد زنم ، چه سکوت کنم ؛

چه خراش های روحم را دریابم ، چه مست از زندگی احساسش نکنم ؛

.

.

وجود من به وسعت "ما"ست.

این تقدیر ماست.

-  ششم مهر 1388 - نیوشا  |