تبليغاتX
رند سرخ (سبز) - سنگستان ما

رند سرخ (سبز)

جامه ای سرخ، پرچمی سبز..

 

با همراه مخلص، بهمن ک. (صالح) :

 

برادرم،

صالح!

از کجا باید آغاز کنیم؟

 

امروز

بار دیگر

ثمودیان

صالحان را

به شگون بد گرفته اند...

 

روزگار غریبی ست!

آیت الله! آیةالله را،

نشانه ی خدا را،

ناقه ی حق را،

پی می کند!

 

سنگار من!

در این سنگستان،

بار دیگر،

سنگ اندوزان و سنگدلان و سنگ تراشان،

هم سنگر شده اند؛

سنگدان ها سنگین،

سنگسارها می کنند و مقدس سنگ ها می تراشند،

و خلق هنوز،

سگ دوی سنگک می زند!

 

برادر!

در این سنگلاخ اما،

چه باید کرد؟

 

شاید،

باید،

دوباره،

سنگریزه ها برگرفت،

به سنگ شیطان کوفت...

 

اما،

آنها که تنها سنگ قبر خود را به سینه می زنند،

گویند که می توان

دوباره از دل سنگ

به امید اصلاح!،

نشانه ای بیرون کشید؛

اما!

چه نشانه ها که از دل سنگ برآمد،

و بر دل سنگ ننشست...

 

"دسیسه ی سختی کرده اند، و ما نیز دسیسه ی سختی کرده ایم و نمی دانند...

به آنها که در این سینه از زمین فساد می کنند، بگو

اندکی فرصت دارید تا در خانه هاتان از زندگی برخوردار شوید؛

این وعده ای ست که جای کذب ندارد؛

بانگی سخت و مرگبار شما را فرا خواهد گرفت،

و در خانه هاتان، به کیفر ستمی که کرده اید، از پای در خواهید آمد؛

گویا هرگز در این دیار نبوده اید..."

 

-  چهارم فروردین 1386 - وحیدالدین  |