تبليغاتX
رند سرخ (سبز) - شب ، سکوت ، کویر

رند سرخ (سبز)

جامه ای سرخ، پرچمی سبز..

 

" اگر باطل را نمی توان ساقط کرد، می توان رسوا ساخت.

اگر حق را نمی توان استقرار بخشید، می توان اثبات کرد،

طرح کرد و به زمانه شناساند و زنده نگه داشت." ( معلم شهید )

 

 

" شب، سکوت، کویر" ترانه ای آشناست، در سکوتِ شبِ کویر.

ترانه ای که از زبان هر هرزه گوی خفته ای بارها شنیده ام و

من نیز می خوانم آنرا و لمیده ام:

"... داد و بیداد از این روزگار! ماهو دادن به شبهای تار..."

سالهاست که شب است و سکوت و کویر؛

و سالهاست که آسوده لمیده ام در این شب،

در آرزوی کوکب هدایتی، آفتاب حسنی، چهره ی مشعشع تابانی،

تا از گوشه ای، پشت ابری، برون آید و سینه ی شب بدرد!

 

در این سکوت، چرا فریاد؟

 که فریاد را مشیری و ثالث زده اند،

شجریان خوانده است، چه کنم؟ برقصم؟!

هستند کسانی که فریاد زده اند و می زنند؛ برای چه؟

خواب مرا نیز پریشان کرده اند.

تازه! در سکوت چنین شبی، خواب عمیق تر و خوابیدن آسان تر است...

 

آسوده لمیده ام در این کویر،

و در آرزوی باران می خوانم:

" ببار ای بارون ببار، بر شبهای تیره... "

کافی نیست؟

خب...: " زنهار از این بیابان! ..."

بهتر نشد؟

داروگ را می خوانم: " کی می رسد باران؟"

حالا چطور؟

راست می گویی، اگر داروگی بود به من می خندید!

براستی شب است و سکوت و کویر؛

 و من همچنان آسوده لمیده ام و زمزمه می کنم:

" داد و بیداد از این روزگار..."

 

-  بیست و یکم فروردین 1385 - وحیدالدین  |