برای هادی ( ره ) ! :
دیروز مُردی؛
پیش از مرگ؛
در غروبی سرد، ساکت؛
و نَگِریست در سوگت، جز من.
به حکم عقل! ،
به پای لاشه ها،
ذبح کردی،
خویش را.
امروز دیگر،
به ظلمت گورستان،
گورستانیان،
به بوی کافور،
نگاه های سرد،
و لبخندهای منجمد،
خو کرده ای.
روشنی دشت،
عطر یاس،
نگاه مادر،
و خنده های کودکانه،
همه را،
همه را از یاد برده ای.
تا فردا...
- ششم آبان 1385 - وحیدالدین
|